هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
329
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
[ بيت ] نه مطرب كه آواز سمّ ستور * سماع است اگر ذوق دارى و شور مگس پيش شوريده پر نزد * كه او چون مگس دست بر سر زد بقيّه . [ آرامگاه طفلان مسلم ] مقبرهء طفلان مسلم نزديك مصيّب « 1 » بود كه محمد و ابراهيم باشد . بين راه آنها را نيز زيارت كرديم . حالت مظلومى ايشان خيلى اثر داشت . لعنة الله على ظالمهيما و قاتليهما . [ كربلا ] از مصيّب به كربلاى معلّا آمديم . در عرض راه ، بالاى تپه [ اى ] كه آنجا را تپهء سلام مىگويند ، گلدست [ ه ] ها و گنبد ضريح مبارك نمايان بود . آنجا پياده شده ، زيارت كرده ، نماز خوانديم . در تشرف به « روضهء مطهره » از در حبيب به رواق مطهر داخل شده ، اولا جناب حبيب بن مظاهر را زيارت كرده ، او را وسيله شفيع نموده ، دعاى اذن در درب حرم مبارك خوانده ، با رقّت تمام شرف آستانبوسى كرديم . شوق و اخلاص و محبت ، نوعى به هيجان آمد كه همهء حاجات و مطالب را [ در ] آنجا فراموش كردم . اول به پايين پاى حضرت كه قبر مطهر جناب على اكبر ( عليه السلام ) بود ، افتاده ، با رقّت تمام زيارت كرد . بعد زيارت حضرت و ساير شهدا را نموده ، بالاى سر آن حضرت در اول مرتبه دعايى كه كردم اين بود . مادام در آن صفحات توقف دارم ، همهوقت با حضور قلب باشم . به حمد اللّه اين دعا مستجاب گرديد [ و ] هروقت كه به صحن مقدس و رواق مطهر و حرم مبارك وارد مىشدم ، دنيا و مافيها فراموشم مىشد . يك حالت مخصوصى طلوع مىكرد ، كه تقريرى نيست .
--> ( 1 ) . مركز شهرستان مسيب ( Al - Musaib ) ، در محافظه بابل جمهورى فدرال عراق ، كه در برخى منابع عصر قاجار مصيب هم نوشته مىشود . در 70 كيلومترى حله واقع شده و در سال 1987 م . 074 ، 40 نفر جمعيت داشته است . گويند از جمع « سيوب » ( مجراى آب ) يا فردى به نام مسيب بن نجبه فزارى يا از « مصيبت » گرفت هشده و شهر سلوكى اسكندريه در آن قرار دارد . مرقد طفلان مسلم بن عقيل نيز در آن واقع شده است .